أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

900

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

مىكند و آن را دور زخم به شكل دايره قرار مىدهد و زهر از اين [ دايره ] فراتر نمىرود 8 . ابو حنيفه : نوعى هلو 9 به رنگ بسيار سرخ لفّاح ناميده مىشود ، اما ميوه‌هاى مهرگياه زردند و به فارسى سابيزك 10 [ ناميده مىشوند ] كه به معناى « سيب كوچك » است . پزشكان آن را « مغد » 11 مىنامند ، « يبروح » نيز مىنامند . مىپندارم كه اين واژه عربى از گويش‌هاى عرب‌هاى جزيره است و به عقيدهء من به معناى نوعى « لفاح » است . * * مردم بست اندرون ميوهء مهرگياه را خالى مىكنند ، آن را با گلبرگ‌هاى مورد پر مىكنند و مىگذارند خشك شود . ماده‌اى بسيار خوش‌بو از آن به دست مىآيد 12 . ابو حنيفه : لفاح نوعى هلوى بىكرك 13 به رنگ سرخ است ، به بادنجان مىماند ، خوشبوست و با علف‌هاى معطر نگه مىدارند . ( 1 ) . نام عربى ميوه Mandragora officinarum L . ؛ سراپيون ، 276 ؛ ابو منصور ، 514 ؛ ابن سينا ، 381 ؛ ميمون ، 179 ؛ عيسى ، 13 114 . ( 2 ) . ديوسكوريد ، IV ، 65 . ( 3 ) . نسخهء الف : كثير الاصل ، بايد خواند كبير الاصل ، نسخهء فارسى : بيخهاء او بزرگ باشد ، ديوسكوريد ، IV ، 65 : له اصول صالحة العظم - « بزرگى ريشه‌هايش قابل ملاحظه است » . ( 4 ) . نسخهء الف : قشور الاصل كثيرة ، نسخهء فارسى : و بر بيخ او پوست بسيار بود ، ديوسكوريد ، IV ، 65 : قشر غليظ - « پوست كلفت » . ( 5 ) . خبيث الريح شديدها ، ديوسكوريد ، IV ، 65 : طيب الرائحة مع ثقل - « خوش‌بو اما اندكى سنگين » . ( 6 ) . نسخهء الف : الرعاء جمع « الراع » ، نسخهء فارسى : و هرگاه گوسپند و اشتر ازو بخورد خواب برو مستولى شود . ( 7 ) . نسخهء الف : يكون سيرا ، بايد خواند يكون شبرا ، ديوسكوريد ، IV ، 65 : طول الورق نحو من شبر - « درازى برگ حدود يك وجب است » . ( 8 ) . نسخهء فارسى : « هرگاه كه به شكار بيرون روند و حيوانى را به آن مسموم مجروح كنند ، بىتوقف تير از اندام او بيرون كنند و مقدارى از آن ترياق بر موضع جراحت بپريشند ، زهر از موضع جراحت نشف نكند بلكه بر همان موضع بماند و تجاوز نكند » . ارتباط اين داستان با اين عنوان كاملا روشن نيست و ظاهرا ازآن‌رو در اينجا گنجانيده شده كه بادنجان و مهرگياه اغلب با يك نام مشخص مىشوند ؛ نك . شمارهء 127 يادداشت 2 . * اين قطعه در Picture ، 134 درج شده است ؛ منابع عربى ، II ، 143 . ( 9 ) . فرسك ، قس . شمارهء 372 ، يادداشت 18 . ( 10 ) . سابيزك ، قس . II , Vullers ، 181 ؛ نيز نك . شمارهء 521 . ( 11 ) . مغد ، قس . Lane ، 2726 .